دین اسلام

ارسال شده توسط انی کاظمی در ۲۱م آبان ۱۳۸۷

بررسی کوتاه دین اسلام ، دین محمد آخرین پیام آور بزرگ

در دانشامه رشد آمده است :

آنان که با اندکی دقت به مقررات اسلامی بنگرند به آسانی درک می کنند که اسلام برنامه زندگی است، بنابراین کسانی که کوشش می کنند این آیین را در لباس یک اعتقاد درونی و بی ارتباط به جهان موقعیت یا به صورت یک سلسله تظاهرات و تشریفات خاص به مردم بشناسانند، کوششی بیهوده و بی ثمر انجام می دهند و مقررات اسلامی خود جوابگوی آنان است.

اسلام راهی است نمایان و روشن. راهی به زندگی و کمال. عقیده ای که جهان هستی را می شناساند و موقعیت انسان را در این پهنه وسیع مشخص می سازد و هدف اصلی آفرینش او را بیان می کند و برنامه ای که کلیه سازمانها و تشکیلات زندگی ساز را که از آن عقیده سرچشمه گرفته و بدان متکی است شرح می دهد و طرز فکر اسلامی را به صورت واقعیتی مجسم در زندگی بشر جلوه گر می سازد، مانند:

  • سازمان اخلاقی یعنی ریشه های اخلاق و پایه های اساسی و نیروهای نگاه دارنده آن در اجتماع.
  • تشکیلات سیاسی و شکل حکومت و خصوصیات آن.
  • نظام اجتماعی و هر آنچه در نگاه داری و بقای آن موثر است.
  • نظام اقتصادی و فلسفی و تشکیلات آن.
  • حقوق بین الملل و همبستگی جهانی.

ما معتقدیم که سرانجام بشریت فرمانبر اسلام خواهد شد و جهان در آینده قلمرو اسلام خواهد گشت. می گوییم راه زندگی، زیرا کلیه لوازم یک زندگی اجتماعی سعادت مندانه به صورت مقرراتی متین و محکم، و پیوسته و غیر قابل انفکاک، در برنامه ی آن گنجانیده شده و موجود است. و همین مقررات است که زوایای مختلف زندگی بشر را اداره می کند و به نیازهای گوناگون وی پاسخ می دهند و نیروهای انسانی او را در راههای صحیح و ضروری صرف می کند.

به راستی سخنی درستی است که در دانشنامه رشد آمده است، بسیار عمیق ساده و کوتاه و هدف دار…  .

و در ویکی پدیا که یکی از بزرگترین سایت ها و گسترده ترین آنها نیز هست، تاریخ اسلام چنین است :

اسلام دینی یکتاپرستانه و یکی از ادیان ابراهیمی جهان است.[۱] پیروان این دین را مسلمان می‌گویند. مسلمانان بر این باورند که خدا مستقیماً بر بسیاری از پیامبران وحی فرستاده و محمد آخرین آنها است.[۲] اکنون، اسلام از نظر شمار رسمی پیروان در مکان دوم (پس از دین مسیحیت) جای دارد.

ریشهٔ واژه

اسلام در زبان عربی از ریشه (س-ل-م) که به معنای «تسلیم صلح‌آمیز؛ تسلیم‌شدن؛ اطاعت؛ صلح» است مشتق شده‌است. از دیگر مشتقات سه حرف (س-ل-م) می‌توان موارد زیر را نام برد:

* سلام به معنای «صلح»[۳] که همچنین به عنوان درود هم است.
* السلام (آرامش و سلامت) یکی از ۹۹ نام خدا در قرآن. [۴]
* مسلمان، کسی که از اسلام تبعیت می‌کند؛ کسی خود را به خداوند تسلیم می‌کند.[۵]
* اسلام، اسلام یعنی سلامت نفس، پس مسلمان در درجه اول سلامت نفس باید داشته باشد.[۶]

دین اسلام

دین اسلام آخرین دینی است که خداوند پاک و منزه بوسیله آن تمامی رسالت های آسمانی را از جانب ذات اقدسش برای هدایت آفریده هایش کامل نمود. خداوند این دین را توسط محمد، خاتم پیامبران و فرستاده شدگان، برترین ثنا و کاملترین سلام بر او و سایر پیامبران باد، نازل نمود.

اسلام از زمان بعثت پیامبر -ثنا وسلام خدا بر وی باد- تا روز قیامت بر تمام مکلفین اعم از انسان و جن لازم است. خداوند بلند مرتبه می فرماید: (ما تو را برای جملگی مردمان فرستادیم تا مژده رسان و بیم دهنده باشی) [۷]. و خداوند بلند مرتبه می فرماید: (بگو من فرستاده خدا بسوی جملگی شما مردمان هستم) [۸]. و رسول خدا در حدیث صحیح می فرماید: “و پیامبر بطور خاص بسوی قومش فرستاده شد و بطور عام بسوی مردم فرستاده شد” [۹]. و کل بشر از زمان بعثت پیامبر و تا روز قیامت امت دعوت هستند، یعنی دعوت شدگان برای در آغوش گرفتن دین اسلام، و آنها مخاطبان کلام خداوند بلند مرتبه در قرآن هستند که میفرماید (یا ایها الناس) یعنی (ای مردم)، پس کسانی از آنها که آن را اجابت کنند امت اجابت هستند، یعنی مسلمانان مخاطب آن کلام خداوند بلند مرتبه در قرآن که میفرمایند (یا ایها الذین ءامنوا) یعنی (ای کسانی که ایمان آورده اید).

و این در مورد انسان است، اما بعثت پیامبر بسوی جن در آخر سوره احقاف و اول سوره جن ثابت است.

معنی لازم بودن دین اسلام

همانا خداوند پاک و منزه تمام مخلوقات مکلف خود را از زمان بعثت پیامبر(ثنا و سلام خدا بر وی باد) تا روز قیامت مورد محاسبه قرار نمی دهد مگر بر اساس دین اسلام، با شروع از دیدن فرشته مرگ (ملک الموت) تا خواب قبر (رقدة القبر) سپس بیدار شدن و حساب و کتاب تا جایگاه نهایی در بهشت برین یا جهنم سوزان. پس کسی که دین اسلام را در آغوش نگیرد یا آن را در آغوش گرفته سپس با یکی از نقض کننده های اسلام از آئین اسلام خارج شود، اگر در آن حالت بمیرد قطعاً هلاک میشود. خداوند بلند مرتبه می فرماید: (و کسی که غیر از اسلام آئینی برگزیند از او پذیرفته نمیشود و او در آخرت از زمره زیانکاران خواهد بود).[۱۰] و شیخ الاسلام ابن تیمیه (رحمت خداوند نسیبش باد) میگوید: ‘لزوماً در اسلام مشخص است و تمامی مسلمانان بر آن اتفاق نظر دارند که هر آنکس تبعیت کردن از دینی غیر از دین اسلام یا آئینی غیر از شریعت محمد (ثنا و سلام خدا بر وی باد) را جائز بداند کافر است’.[۱۱]

معنی دین اسلام

تسلیم شدن یا گردن نهادن کامل برای آئین خداوند پاک و منزه، و این حقیقت بندگی و عبودیت خداوند یکتای بی همتاست همانگونه که می فرماید: (آنگاه که پروردگارش بدو گفت تسلیم شو گفت تسلیم پروردگار جهانیان گشتم) [۱۲].

و این تسلیم شدن و گردن نهادن و بندگی زمانی تحقق پیدا میکند که ما خداوند پاک و منزه را آنگونه که او می خواهد پرستش کنیم نه آنطور که خودمان می خواهیم. و این امر با تبعیت کردن از آئین خدای پاک و منزه در کل شئونات زندگی اعم از کوچک و بزرگ میسر میشود. همانگونه که خداوند بلند مرتبه به تفصیلی می فرماید: (بگو نماز و عبادت و زیستن و مردن من از آن خداست که پروردگار جهانیان است، خدا را هیچ همتایی نیست و به همین دستور داده شده ام و من اولین مسلمان هستم) [۱۳]. پس چنانچه رسالت اسلام برای همه مردم لازم است (و این عمومیت زمانی و مکانی را در بر میگیرد) بهمان صورت در تمام شئونات زندگی بشر نیز لازم است (و این عمومیت موضوعی است) که تا روز قیامت به همه آن وافی است، چنانچه پیامبری بعد از محمد (ثنا و سلام خدا بر وی باد) وجود ندارد.
و چون اسلام با مقدم داشتن خواست خدا بر خواست نفس تحقق پیدا میکند، پس با مخالفت کردن از این مهم یا دچار نقص و کاستی میگردد و یا نقض و ابطال میشود. و مخالفت کردن درجاتی دارد:
-پس کسی که در چیزهای سهل و اندک (یسیرة) خواسته خود را بر خواسته پروردگارش مقدم بدارد مرتکب گناهان صغیره شده است (عصیان).
-و کسی که در چیزهای مهم و بزرگ (کبیرة) خواسته خود را بر خواسته پروردگارش مقدم بدارد مرتکب گناهان کبیره شده است (فسوق).
-و کسی که در چیزهای بسیار مهم و سخت (عظیمة) خواسته خود را بر خواسته پروردگارش مقدم بدارد دچار کفر شده است و به همین خاطر خداوند پاک و منزه آنرا بعنوان (الحنث العظیم) [۱۴] وصف نموده است، حنث گناه است.. و همچنین خداوند بلند مرتبه در کلامش: (و هر کس برای خدا شریکی قائل گردد گناه بزرگی را مرتکب شده است) [۱۵] کفر را به گناه بزرگ توصیف کرده است.

و خداوند پاک و منزه تمامی این مخالفتها را با تمام مراتبش نهی کرده است، پس خداوند جل شانه می فرماید: (و اما خداوند ایمان را در نظرتان گرامی داشت و کفر و نافرمانی و گناه را در نظرتان زشت و ناپسند جلوه داده است) [۱۶]. و تمامی این مخالفت ها در زمان حیات قابل توبه و بخشودگی هستند، اما اگر کسی بمیرد و چیزی از اینها را با خود ببرد، در این مورد باید بطور مفصل سخن گفت که تفصیل آن در کتاب های اعتقاد و فقه مشخص است، که بیهقی در کتابش (شعب الایمان) تبع حلیمی (رحمت خداوند نسیبشان باد) بدان اشاره کرده است [۱۷].

امام شاطبی (رحمت خداوند نسیبش باد) در کتابش (الموافقات فی اصول الشریعة) میگوید: ‘همانا خداوند شریعت را بگونه ای قرار داده است که آرزوهای نفس تابعی از مقصود شارع باشد’ [۱۸]، و این مقتضای شریعت است، پس شایسته نیست که مسلمان عکس آن عمل کند و چنان بخواهد که نصوص شریعت مطابق آرزویش باشد و این خلاف آن چیزی است که خداوند پاک و منزه از او میخواهد.

باورها
اسلام برای هر فردی با ذکر شهادتین آغاز می‌شود. شهادتین به زبان آوردن دو جملهٔ «لا اله الا الله» و «محمد رسول الله»، و در مذهب شیعه به اضافه «علی ولی الله» است؛اگر چه در تشیع ذکرشهادت سومی جزء ضروری اسلام آوردن محسوب نمی شود.این جملات به ترتیب به معنای «هیچ خدایی جز الله وجود ندارد» و «محمد پیامبر الله‌ است» و «علی جانشین و رهبر و منتخب پیامبر بر تمامی امت اسلام» هستند. فردی که تصمیم به ایمان آوردن به اسلام را دارد باید دو جمله نخست را بر زبان آورده و آنها را باور کند.

مسلمانان بر این باورند که خدا پیام خود را از راه وحی بر محمد و پیامبران دیگر از قبیل آدم، نوح، ابراهیم، موسی و عیسی فرو فرستاد. همه مسلمانان بر این باورند که محمد، آخرین پیامبر خدا و مکمل همهٔ آنها است؛ در نتیجه، سخنان او و کتابش تا روز قیامت برای بشریت وجود دارند. مسلمانان بر این باورند که بخش‌هایی از کتاب‌های تورات و انجیل فراموش شده‌اند، اشتباه تفسیر یا نوشته شده‌اند یا توسط دنباله‌روان آنها تحریف گشته‌اند، در نتیجه پیام اصلی آنها از بین رفته‌ است. آنها با باور به این مساله، معتقدند که قرآن به عنوان آخرین کتاب وحی شده به انسان‌ها برای تصحیح آن کتاب‌ها نازل شده‌است.[۱۹]

باور مسلمانان بر آن است که دین خدا در اصل از آدم تا محمد یکی بوده و این اصول در قرآن گردآمده‌اند. متون اسلامی این طور بیان می‌کنند که یهودیت و مسیحیت مشتقاتی از تعالیم ابراهیم بوده و در نتیجه جزو دین‌های ابراهیمی به شمار می‌آیند. قرآن، از یهودیان و مسیحیان (و گاهی اوقات دیگر معتقدان) به صورت «اهل کتاب» یاد می‌کند.[۲۰]

نام خدا

الله نام ویژه خدای یکتا در قرآن و نوشتارهای عربی-اسلامی است. با این حال فارسی‌زبانان معمولاً از واژه خدا استفاده می‌کنند. واژه الله پیش از ظهور اسلام نیز در عربستان وجود داشته‌است و نام خدای بزرگ و آفریدگار جهان بوده که بت‌ها به عنوان رابط و واسطهٔ او در ادارهٔ جهان به وی کمک می‌کرده‌اند. اعراب پیش از اسلام ازاین‌رو جهت نزدیکی و ارتباط با الله به عبادت بت‌ها می‌پرداختند و آن‌ها را در اداره جهان میانجی فیض می‌دانستند.

مذهب‌ها و زیرشاخه ها

مسلمانان به دو مذهب عمده شیعه و سنی تقسیم می‌شوند. هر یک از این دو فرقه دارای انشعاباتی هستند. به عنوان مثال صوفی گری در میان شیعه و سنی وجود دارد.

کتاب مقدس

* قرآن، کتاب مقدس و آسمانی مسلمان است و به زبان عربی نوشته شده‌است، که طبق مندرجات آن و باور مسلمانان توسط وحی الهی به محمد فروفرستاده شد.

به اعتقاد مسمانان «قرآن وحی نامه اعجازآمیز الهی است، که به زبان عربی واژه به واژه توسط فرشته وحی، جبرئیل، از جانب خداوند و از لوح محفوظ بر قلب و زبان پیامبر اسلام هم اجمالا یکباره و هم کم کم در طول بیست و سه سال نازل شده.»[۲۱]

این کتاب معتبرترین متن دینی نزد مسلمانان است و مسلمانان آن را «معجزه» و «سند اثبات پیامبری» محمد می‌دانند. تمام مذاهب اسلامی بر درستی متن آن اتفاق نظر دارند و اختلاف در نحوه خواندن متن، تفسیر و احیانا ترتیب آن است. میزان این اتفاق نظر به حدی است، که شیعیان دوازده امامی ایران و وهابیان عربستان از قرآن با رسم الخط واحدی استفاده می‌کنند. مسلمانان روی بی خطا بودن کتاب قرآن تاکید دارند.

بیان قرآن

گرچه کلمه اسلام امروز به عنوان دینی در کنار مسیحیت و یهودیت معنا می‌دهد، درهیچ جای قرآن کلمهٔ ادیان که صورت جمع دین است ذکر نشده‌است و فقط کلمه الدین آمده‌است که معرفه به ال است. برای مثال آیه ۱۹ از سوره آل عمران: «در حقیقت دین نزد خدا همان اسلام است و کسانی که کتاب [آسمانی] به آنان داده شده با یکدیگر به اختلاف نپرداختند مگر پس از آنکه علم برای آنان [حاصل] آمد آن هم به سابقه حسدی که میان آنان وجود داشت و هر کس به آیات خدا کفر ورزد پس [بداند] که خدا زودشمار است.» (ترجمهٔ فولادوند) [۲۲]

و یا در آیهٔ ۶۷ سوره آل عمران: «ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی بلکه حق‌گرایی فرمانبردار بود و از مشرکان نبود.» (ترجمهٔ فولادوند)

این گونه آیات نشان دهندهٔ این امر است که به بیان قرآن دین ابراهیم، موسی، عیسی و محمد، اسلام یا همان تسلیم خدا بودن است و اگر کسی به دین اسلامی به غیر از تسلیمی که این پیامبران تبلیغ می‌کردند باور داشته باشد دچار اختلافی که در آیه اول ذکر شد شده‌است.[۲۳]

آنچه در این میان متفاوت است شریعت و احکام است که بنا به نیازها و مقتضیات هر قوم و زمانی تغییراتی داشته‌است. مثلاً در آیهٔ ۴۸ سوره مائده (ترجمهٔ فولادوند): «و ما این کتاب [=قرآن‌] را به حق به سوی تو فرو فرستادیم، در حالی که تصدیق‌کننده کتابهای پیشین و حاکم بر آنهاست. پس میان آنان بر وفق آنچه خدا نازل کرده حکم کن، و از هواهایشان [با دور شدن‌] از حقی که به سوی تو آمده، پیروی مکن. برای هر یک از شما [امتها] شریعت و راه روشنی قرار داده‌ایم. و اگر خدا می‌خواست شما را یک امت قرار می‌داد، ولی [خواست‌] تا شما را در آنچه به شما داده‌است بیازماید. پس در کارهای نیک بر یکدیگر سبقت گیرید. بازگشت [همه‌] شما به سوی خداست؛ آنگاه در باره آنچه در آن اختلاف می‌کردید آگاهتان خواهد کرد.»

اسلام و ایران

محمد پس از بعثت به پادشاهان کشورهای همسایه از جمله ایران نامه نوشت و آنان را به اسلام دعوت کرد، پادشاه ایران - خسرو پرویز - این دعوت را نپذیرفت. پس از درگذشت محمد اعراب به ایران تاختند و طی تقریباً ده سال ایران جز نواحی گیلان و مازندران گشوده شد.

پانویس

۱/ ↑ سایت موسسه گفتگوی ادیان
۲/ ↑ دایرةالمعارف اسلام، مقالهٔ ایمان
۳/ ↑ بهبود وضعیت مسلمانان اروپا با تدوین منشور!، خبرگزاری مهر: «علی رغم آنچه بسیاری از غیر مسلمانان می‌پندارند، دین اسلام همواره صلح و عدالت را اشاعه کرده‌است، بدون صدور هیچ نوع منشوری از سوی غیر مسلمانان واژه اسلام به خودی خود یعنی تسلیم الله شدن و از ریشه کلمه سلم یا صلح مشتق شده‌است».
۴/ ↑ آداب راز و نیاز به درگاه بی‌نیاز، خاتمهٔ کتاب در اسمای حسنی الهی(۸۳)، با ترجمهٔ عدة الداعی و نجاح الساعی ابن فهد حلی(ره) همراه با شرح اسماء الله، ترجمه و تحشیه: محمد حسین نائیجی نوری
۵/ ↑ بررسی مفهوم «اسلام» در قرآن در آخرین شماره از دوماه‌نامه «اخبار ادیان»، ایکنا، خبرگزاری قرآنی ایران
۶/ ↑ آثارالحق جلد یک، گفتارهایی از نورعلی الهی، تاریخ چاپ ۱۳۷۳
۷/ ↑ سبأ:۲۸
۸/ ↑ الأعراف:۱۵۸
۹/ ↑ متفق علیه
۱۰/ ↑ آل عمران:۸۵
۱۱/ ↑ مجموع الفتاوى، ج۲۸
۱۲/ ↑ البقرة:۱۳۱
۱۳/ ↑ الانعام ۱۶۲و۱۶۳
۱۴/ ↑ الواقعة:۴۶
۱۵/ ↑ النساء:۴۸
۱۶/ ↑ الحجرات:۷
۱۷/ ↑ شعب الایمان حلیمى
۱۸/ ↑ الموافقات فی اصول الشریعة، ج۱
۱۹/ ↑ ادله عدم تحریف قرآن و تحریف کتاب آسمانی دیگر چیست؟، درگاه پاسخگویی به مسایل دینی
۲۰/ ↑ سورهٔ بقره، آیهٔ ۱۰۴ و ۳۰ مورد دیگر از ذکر عبارت «اهل کتاب» در قرآن
۲۱/ ↑ خرمشاهی، بهاءالدین. قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژه نامه از بهاءالدین خرمشاهی. ناشرجامی و نیلوفر، ص ۶۵۲
۲۲/ ↑ إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ ۗ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ ۗ وَمَنْ یَکْفُرْ بِآیَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ[۳ - ۱۹]
۲۳/ ↑ تفسیر عبدالعلی بازرگان سوره آل عمران قسمت سوم

منابع

* سید إمام، وثیقة ترشید العمل الجهادی فی مصر والعالم، الحلقة الأولى
* مطهری، مرتضی، مقدمه‌ای بر جهان بینی اسلامی
* ایلیا پتروشفسکی: اسلام در ایران - ترجمه کریم کشاورز، تهران، ۱۳۵۳، انتشارات پیام

علاقه مندان می توانند توضیحات تکمیلی را در بخش پاورقی بخوانند

روشنفکر کیست؟

ارسال شده توسط انی کاظمی در ۲۴م شهریور ۱۳۸۷

یکی از مباحث مهم  که بار ها در سخنرانی های شریعتی به آن اشاره شده و حتی چندین سخنرانی مختص این باب و مسئله از ایشان مطرح شده « روشنفکر»  است و این که روشنفکر کیست؟(روشنفکر، از کجا آغاز کنیم؟، بازگشت به خویشتن و…)

این مسئله از مهمترین مباحث و نیاز های نسل امروز است که با این کلمه و با این نوع انسان بودن یعنی  انسان روشنفکر بودن بیگانه است ، و هنوز می پندارد روشنفکر ترکیبی است از تجدد و ضد مذهبیت و ضد سنت بودن و روابط آزاد و راحت با جنس مخالف و… اینها ابزار و اسکلت اصلی روشنفکر بودن است!  شریعتی در یک جمله کوتاه روشنفکر را بیان میکند : روشنفکر یعنی خود آگاه مسئول.

به راستی کدام «خود»؟ بهتر نیست بازگشت به خویشتن دکتر را نگاهی افکنیم شاید اینچنین نیازی به تفکر خیلی زیاد(که سخت ترین کار نسل روشنفکرنمای امروز است)  بیافکنیم :

« و اینک در یک کلمه می گویم : تکیه ما به همین خویشتن فرهنگی اسلامی مان است و بازگشت به همین خویشتن را باید شعار خود کنیم . به خاطر این که تنها خویشتنی است که از همه به ما نزدیک تر است و تنها فرهنگ و تمدنی است که الان زنده است و تنها روح و حیات و ایمانی است که در متن جامعه ی الان که روشن فکر در ان جامعه باید کار کند ، زندگی دارد و تپش دارد. اما اسلام را باید از صورت تکراری و سنت های ناآگاهانه ای که بزرگترین عامل انحطاط است ، به صورت یک اسلام آگاهی بخش مترقی معترض و به عنوان یک ایدوئولوژی آگاهی دهنده و روشنگر مطرح کرد تا این آگاهی که مسئولیت روشنفکر ، مذهبی یا غیر مذهبی ، برای بازگشت به خویش و آغاز کردن از خویش از آن جا شروع می شود ، بر پایه ی عمیق ترین واقعیت معنوی و شخصیت حقیقی انسانی خودمان، که زنده است و موجود در متن جامعه است ، استوار بماند و از این سرمایه تغذیه کند و بر روی پای خودش بایستد و در عین حال با یک تبدیل اسلامی از صورت سنتی اجتماعی ، به صورت یک ایدئولوژی  ، و از صورت مجموعه ای از معارف علمی که تدریس می شود ، به صورت یک  ایمان خود آگاهانه ، و از صورت مجموعه ای از شعائر و علائم و اعمالی که فقط برای ثواب اخروی انجام می شود ، به صورت بزرگترین نیرویی که به انسان پیش از مرگ مسؤولیت و حرکت و میل به فداکاری می بخشد و به عنوان استخراج ماده ی عظیمی که آگاهی و عشق را از متن این جامعه ی روشن فکر در بیاورد و ان معجزه ی پرومته ای را در این نسل به وجود بیاورد ، درآید و اعجازی که زاییده ی « آگاهی» و  « ایمان» ، با این نیرو پدیدار گردد و جمود  ناگهان تبدیل به حرکت ، و جهل ، ناگهان تبدیل به آگاهی  و این انحطاط چند قرنه ، ناگهان تبدیل به یک رستاخیزش قیامت زایی شود و به این شکل ، هم  روشنفکر (مذهبی و غیر مذهبی) به خویشتن خودآگاه انسانی زنده ی نیرومندش بر گردد و در برابر استعمار فرهنگی غرب بایستد و جامعه ی خودش را که به وسیله نیروی مذهب تخدیر می شود  ، به وسیله نیروی مذهب بیدار کند و به حرکت بیاورد و بر روی دو پای انسان تولید کننده معنوی بایستد و هم به صورت نسل ادامه دهنده ی تمدن و فرهنگ و شخصیت معنوی خودش باشد و هم به صورت یک پرومته هایی که آتش خدایی را به زمین می آورند، جلوه کند

شاید  بعضی از دوستان متجدد سخن شریعتی را کهنه انگارند و نقد کنند که سخن شریعتی نیاز نسل امروز نیست، درباره مسئله روشنفکری و جواب به این نقد متجدد نماها یکی از دوستان متفکر به عنوان نقد روشنفکری مقاله ای نوشته اند که  در قسمتی از آن آمده است :

 

« آیا می توان از محکمات اندیشه ها و افکار شریعتی نیز گذر کرد ؟ اگر آری ؛ چگونه ؟

زیرا یکی از ضعف های کنونی روشنفکری جامعه ما نداشتن یک نظریه پرداز و یک ایدئولوگ همتای شریعتی در دوره ی خویش می باشد.

آیا این خطر، ایجاد نمی شود که با گذر از ازاو و افکارش به جایی برسیم که آنها را محو یا فراموش کرده و دیگرقدرت ایجاد بستری جدید و محکم چون اورا نداشته باشیم و جز به رکود کشیدن دین و اندیشه و حتی به تاخیر افکندن آن  به اندازه ی چند سال  دچار خیانت شویم .سخن این است که اگر درجامعه ی امروز ما احساس می شود که اندیشه های شریعتی – البته به نظربرخی- جوابگوی مسائل روز جامعه و مذهب نیست،البته ایرادی بر آنها نمی توان گرفت ،که

 ” فهم سخن چون نکند مستمع،قوت طبع از متکلم مجوی…” »

مقاله ی همفکر گرامی –آقای قاسمی به اسم نقد روشنفکری به صورت کامل در قسمت پاورقی سایت آمده است ، در اینده نزدیک سعی می کنیم pdf سخنرانی های دکترشریعتی درباره روشنفکر را در سایت قرار دهیم

 

 

و اما سوال  اینکه از نظر شما روشنفکر کیست؟ و نقش روشنفکر چیست؟ آیا جامعه ای که نور روشن فکری در آن بتابد باید چنین گرفتار شعار و پسروی و خاموشی و انزوای بین المللی و در یک کلمه بی مسئولیتی نسبت به مردم و و نا آگاهی به جامعه و خویش باشد؟

آیا  فقدان بزرگ نسل امروز ما حضور و وجود روشنفکر نیست؟

لطفا بگویید روشنفکر کیست و مسئولیتش در جامعه ی امروز چیست؟

 

پیام آور بزرگ

ارسال شده توسط انی کاظمی در ۴م شهریور ۱۳۸۷

اکنون ۱۴۳۸ سال از ظهور محمد پیا آور بزرگ می گذرد ، پیام آور بزرگ پایه گذار دینی بود که از یاد ها حذف نخواهد شد ، پایه گذار حکومتی که از ایران و مصر در خاورمیانه و تا فرانسه در اروپا کشیده میشد ، آری ۱۳۹۷ سال از زمان انتخاب این مرد به نبوت می گذرد ، با آمدن این مرد پیام آور یکتایی خدا گسترش یافت و وی کتابی از جانب خدا به نام ” قرآن ” مقدس که از کامل ترین کتابهاست( کاملترین کتاب از دیدگاه اسلامیان ) را آورد و بعد از وی مردانی همچون ” ابوبکر ” ، ” عمر ” ، ” عثمان ” و ” علی ” بر روی کار آمدند . دختر آن پیام آور بزرگ همسر علی بن ابیطالب (مرد تمام تشیع) بود. علی بن ابیطالب چارمین خلافه مومنان بعد از وفات محمد بود ( علماء تسنن خلیفه اول خود را امیرالمومنین خطاب می کنند این در حالی است که در تشیع فقط علی بن ابیطالب امیرالمومنین می باشد و سه خلیفه دیگر حق علی بن ابیطالب را ضایع کردند)

پیام آور بزرگ در راه تبلیغ دین خدا ” اسلام ” سختی های بسیاری همچون دیگر پیامبران متحمل شد و خود می گوید : که خدا با من بود ؛ و در کتاب مقدسش ” الله ” خدای بی نهایت و نا محدود به او می گوید بگو که من نیز پیام آوری هستم مانند شما با این تفاوت که به من وحی می شود.

( الله خدای خوبی ها ، آفریننده تمام خدایان کوچک و تمام رب نوع های قدرت ، خدای دانا و توانا ، خدایی که شریک ندارد، خدایی که هر کاری به اراده انجام میگیرد زیرا او خالق است ، جهان را بر پایه عدل و عدالت آفریده است ، این خدا کتابی به پیام اور خود می دهد و در آن می گوید از این کتاب محافظت خواهم کرد که همین خدا در کتاب های دیگر نیز چنین سخنی به میان آورده بود ، کتابی همچون تورات مقدس )

آری اسلام، دین بزرگی که محمد پیام آور بزرگ تبلیغ کننده آن بود و دینی که به ختم نبوت می انجامد

اکنون در سال ۲۰۰۸ میلادی ، ۱۳۶۴سال از زمان مرگ محمد می گذرد.

امروز ما ، با زمان قبل از ظهور محمد پیام آور چه تفاوتی دارد؟ بت هایی که ابراهیم شکست اکنون خاموش شده اند ؟ بهشتی که مسیح درب آن را دوباره برای بشر گشود دوباره بسته شده اند…؟

کاهنان در کتاب مقدس ۲

ارسال شده توسط انی کاظمی در ۲۲م مرداد ۱۳۸۷

ما اکنون توضیحی دیگری را از کاهنان در کتاب مقدس آماده کرده ایم .

برای خواندن اینجا کلیک کنید

(از آنجا که برخی از دوستان توضیحات را کمی سر در گم دانستند امیدواریم که این پست در پاورقی سایت کمک خوبی برای فهم بهتر مفاهیم بشود.)

کاهنان در کتاب مقدس

ارسال شده توسط انی کاظمی در ۲۱م مرداد ۱۳۸۷

کتاب مقدس»عهد عتیق

اکنون ما می خواهیم گزیده ای از متن کتاب مقدس عهد عتیق ( کتابهای لاویان، خروج، اعداد) را بیاوریم، تا با هم گفتگویی در مورد آن داشته باشیم .

کتاب مقدس»اعداد»لاویان برای خدمت به کاهنان تعیین می شوند.

« ۵ پس خداوند به موسی فرمود: ۶ ” قبیله لاوی را فراخوان و ایشان را بعنوان دستیاران هارون نزد او حاضر کن.۷،۸،۹ ایشان باید از دستورات او پیروی نموده، بجای تمام قوم اسرائیل خدمت مقدس خیمه عبادت را انجام دهند، زیرا ایشان به نمایندگی همه بنی اسرائیل تعیین شده اند تا در زیر نظر هارون خدمت کنند. مسئولیت نگاهداری خیمه عبادت و تمام اسباب و اثاثیه آن بر عهده ایشان است. ۱۰ ولی هارون و پسرانش باید وظایف کاهنی را انجام دهند؛ هر کس دیگری که بخواهد این کار را انجام دهد باید کشته شود.” »

موضوع بحث ما کاهنان (هارون، پسرانش و نسلهای آینده او) خواهد بود.

در آیه ۱۰ کتاب لاویان آمده است که : “…ولی هارون و پسرانش باید وظایف کاهنی را انجام دهند؛ هر کس دیگری که بخواهد این کار را انجام دهد باید کشته شود.”

ما آیه های بسیاری را در مورد کاهنان از کتاب های لاویان ، خروج و اعداد جمع آوری کرده ایم ، درخاست می کنیم آنها را در بخش پاورقی سایت و یا برای ورود مستقیم اینجا کلیک کنید تا موضوعی را به در نظر پرورانده ایم را روشن تر ساخته باشیم

حال که بخش پاورقی سایت را نیز خواندید به نظر شما آیا در کتاب مقدس تحریفاتی انجام شده است؟ و یا نه، در کتاب مقدس تحریفات انجام نشده است؟

از آنجا کاهنان مقامات اصلی دین به شمار می رفته اند، به نظر شما آنان در کتاب مقدس تغییراتی به نفع خود داده اند؟ و یا اینکه بر روی تاکید هایی که انجام شده است باید بحث و تفکر کرد تا مشکلات بوجود آمده بر طرف شود؟


“ای نام تو بهترین سر آغاز * بی نام تو نامه کی کنم باز “فردوسی دارای حق کپی رایت می باشد .